
تپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد
ز اشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش ، دشنهي فولاد ميگردد
دلم از اين خرابيها بود خوش زانكه ميدانم
خرابي چون كه از حد بگذرد آباد ميگردد
ز بيداد فزون، آهنگري گمنام و زحمتكش
علمدار علم چون كاوه ي حدّاد ميگردد
به ويراني اين اوضاع هستم مطمئن زآن رو
كه بنياد جفا و جور بيبنياد ميگردد
پارههای غزلی از فرخي يزدي
●
●
√ امروز ۱۲ اردبیهشت و روز همبستگی وبلاگنویسان با فرزاد کمانگر است .دهها و دهها ۱۲ ارديبهشت بعد از اين روزها، ما را به قضاوت خواهد نشست و روزي سپري نخواهدشد بيآن كه نشاني از گذشته را با خود به فردا ببرد،كودكان خرد و ضعيفي كه امروز شاگردان فرزاداند مردان و زنان فردايي نه چندان دور خواهند بود که رنج ها، ديده ها و شنيده هايشان تاریخ ساز است و تاريخ ما را به قضاوت خواهدنشست بيآن كه دستهايمان را از رسوايي بشويد و عاقبتهايمان را به خير كند...
√ اول ماه مه و روز جهانی کارگر گرامیباد!