
نميدونم چرا ولي احتمالاً به شكلي كاملاً بيدليل ياد اين شعر از ميرزادهي عشقي افتادم و باز كاملاً به شكلي بيدليل دريغم اومد ننويسمش!
بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید
به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید
به حقبقت در عدل ار در این بام و بر است
به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد
آنكه بگرفته از او تا كمر ايران را گه
به مكافات الی تا كمرش بايد ريد
پدر ملت ايران اگر اين بی پدر است
بر چنين ملت و روح پدرش بايد ريد
به مدرس نتوان كرد جسارت اما
آنقدر هست كه بر ريش خرش بايد ريد
اين حرارت كه به خود احمد آذر دارد
تا كه خاموش شود بر شررش بايد ريد
شفق سرخ نوشت آصف كرمانی مرد.
غفرالله كنون بر اثرش بايد ريد
آن دهستانی بی مدرك تحصیلی لر
از توك پاش الي مغز سرش بايد ريد
گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله
بهر اين ملك به نفع و ضررش بايد ريد
ار رَود موتمنالملك به مجلس گاهی
احتراماً به سر رهگذرش بايد ريد
میرزاده عشقی