تبليغاتX
ونوس در برابر پاریس برهنه می‌شود
ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم زيرا برهنگان را خورشيد زيور آمد

شنبه یازدهم اسفند 1386
4- قيامت عريان
 

 

قيامت عريان

 

............................................................

 

سكوتم را خواب گرفته است و

 كسي نيست كه بتكاندش

تا چشم هايم را باز مي كنم با خود غريبه ام

اوهوي غريبه...

چشمانت را ببند!

از با و سين...

تا سين

شما تفاوت كدام فاصله را مي پردازيد ؟

كه زير پاي من

اين سنگ هاي سبز مي سوزد

قافش كه بسوزد ديگر قيامتش كه عريان است

لخت مي دود ميان زمين و هوا...

 

................................................................

 

 

+ 1:54/ نويسنده:هنگامه هویدا.