تبليغاتX
ونوس در برابر پاریس برهنه می‌شود
ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم زيرا برهنگان را خورشيد زيور آمد

 
تماس با من
شعر
مقاله

ترجمه

روز نوشت
صفحه‌ی نخست

 

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
نقش ادبيات در حقوق بشر

 

 

نقش ادبيات در حقوق‌بشر

  هنگامه هويدا                                                  

 

آیا قانون حقوق بشر مدخلي براي پذیرش برابري و آزادی همه‌ي انسان‌هاست یا حركتي‌ست در جهت آغاز يك جريان؟مي‌توان حقوق‌بشر را به‌مانند ويژگي اصول اخلاقي، مجموعه‌اي از عينيات در جهت وصول به دنيايي بهتر توصيف كرد كه معمولاً گفتمان‌هاي حقوقي، اجتماعي، روان‌شناختي، فلسفي و سياسي را بسط مي‌دهد. به هرحال موضوع اين يادداشت اين‌ست كه حقوق‌بشر چگونه با ادبيات مرتبط مي‌شود به خصوص شكلي ويژه از ادبيات يعني رمان.

آثاري مانند هنر رمان از ميلان كوندرا ، اليزابت كاستلو از جي.ام.كوئتزي كه شامل تركيبي‌ست از داستان و مقاله و رساله‌ي نويسنده و اشباحش* اثر ارنستو ساباتو  را مي‌توان با تمركز بر تفسيري كه از نقش و هدف رمان ارائه مي‌دهند، بررسي كرد. اين آثار مباحثي بنيادين را در رابطه با شرايط رمان مطرح مي‌كنند كه به‌ويژه وقتي كه در بافتي پسااستعمارگرايانه و حقوق‌بشري بررسي‌شوند، بسيار جذاب‌اند.

حقوق‌بشر  يك سويه از به رسميت شناختن و پذيرش برابري و گوناگوني انسان‌هاست كه از گفتمان حقوق‌بشر پيشتر آغاز شده‌است‌. گفتمان حقوق بشر با متون نوشته‌شده‌ي فمنيستي و پسااستعماري وغيره عليه‌ سلسله مراتب يا سلسله مراتب‌هاي پايدار گذشته آغاز شد، متن و مطالعات.

 بااین وجود گفتمان حقوق‌بشر جریان مارپیچی‌ست ، که – بواسطه‌ي تعریف- نیازمند درك طبيعت انساني‌ست. با وجود آنكه طبيعت انسان براي قرن‌ها مورد مطالعه بوده‌، پرسش اين‌جاست كه آيا اين مطالعات گوناگوني‌هاي فرهنگ‌ها(شامل بخش‌هاي انكارشده  يا به اشتباه مورد تفسير قرار گرفته) را در دوران‌هاي دگرديسي منظور مي‌دارد.

  طبیعت انسانی و بدین گونه حقوق‌بشر با منطق صرف قابل درك نيست.حقوق‌بشر (بر مبناي قانون مدني طرح شده در عصر روشنگري‌) بر اين عقيده پا مي‌فشارد كه انسان موجودي صاحب"عقل و وجدان" است(نخستين ماده‌‌ي اعلاميه‌ي جهاني حقوق‌بشر).**با اين وجود بايد پذيرفت كه ارزش‌ها بر پايه خرد بنا نشده‌اند(ساباتو). بخش عظيم و بنيادين طبيعت انساني و هستي شامل احساسات ناخودآگاه بر پايه‌ي اميالي بدون منطق ذاتي‌ست با اين وجود اين ناهمخواني غيرقابل تغيير بر بيشتر زندگي انسان حكم مي‌راند.

در اين ميان ادبيات قادر است تا هستي و طبيعت انسان را كه از آنها سرشار است- با منطق و بدون منطق- شرح دهد. از اين رو  ادبيات نقش بسيار مهمي در درك نهاد بشري ايفا مي‌كند و در نتيجه اصول ويژگي اخلاقي را در حقوق بشر تعريف مي‌كند و به اين سان رمان ما را با حقوق انساني رودر رو مي‌كند.

 

...........................................................

 *- El Escritor y sus fantasmas 

**- ماده‌ي نخست اعلاميه‌ي حقوق بشر: تمام افراد بشر آزاد زاده مي‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابرند.همگي داراي عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه‌اي برادرانه رفتار كنند.

 

+ 1:58/ نويسنده:هنگامه هویدا.
ونوس در برابر پاريس برهنه می‌شود ؛

.نام اثری‌ست از مجسمه‌ساز ايتاليايي، فالكونه