
به مناسبت
۲۵ نوامبر
«روزجهاني نفي خشونت عليه زنان»
خشونت های قانونی علیه زنان
زنان همواره بر دوش كشندهي تصویر ذهن مردان از خویش بودهاند و شاید این بدترین نوع از انواع خشونت علیه آنان در طول تاریخ باشد و اما همین خشونت غیر فیزیکی و دایم بر آنان رواداشته، است که زمینهساز اعمال خشونتهای فیزیکی علیه آنان است از سوی دیگر همین تصاویر مردانه و تعاريف اعمالشده است که توجیهگر خشونت هاي قانوني عليه آنان مي شود و گاه هویّت اشباعشدهی زنان از ذهنيتمردپرورده، آنان را به جايي ميكشاند كه خود از حاميان سرسخت قوانين زن ستيز ميشوند .
اما آيا بزرگترين خشونت عليه زنان نفي هر گونه انديشه توسط آنان نيست؟! اگرچه بهشکل رسمی و یا در بیان عام هیچکس فکر کردن را بد نمی شمارد اما از لحظهاي كه زني تصميم ميگيرد تا براي خودش و بهنحوی مستقل بيانديشد تمام جامعه به ضديت در برابر او مي پردازد و به راحتي رانده ميشود .همواره این انديشهي قاهر است که امر ميكند، امر میکند که تا کجا و تا چه نقطه، زنی حق دارد پيش برود، انديشهي قاهر ميگويد به چه بيانديشد و چگونه بيانديشد و بعد آزادي زنان تعريف ميشود ... اینست که جمعيت زنان در پردهگي حرمسراي انديشهی قاهر عفيف ميشوند... و یا مستحق انواع توهین، توبیخ و... البته اینجا مشکل از اندیشیدن نیست از آنست که اندیشیدن، سوال کردن و مطالبه را به همراه دارد، مطالبهی حقوق انسانی و اما نه قانونی!
و اینگونه مریم حسینخواه، دلآرام علی ، روناک صفارزاده و دیگران قربانی خشونت بیحد و حصر علیه اندیشه میشوند... و حقیقتاً چهکسیست که بیاندیشد و آنگاه نپرسد براستی آیا ازدواج اجباری خشونت علیه زنان نیست یا نداشتن حق طلاق یا حق سرپرستی فرزندان؟ اصلاً آیا برخوردار نبودن از حقوق برابر انسانی به وضوح اعمال خشونت علیه زنان یک جامعه نیست؟!
►◄►◄►◄►◄►◄►◄
پ.ن:
۱. در اعلاميه حذف خشونت عليه زنان تعبیر خشونت علیه زنان در ماده ی ۱ اینگونه تعریف می شود:
عبارت "خشونت عليه زنان" به معني هر عمل خشونت آميز بر اساس جنس است که به آسیب يا رنجاندن جسمي، جنسي، يا رواني زنان منجر بشود، يا احتمال مي رود که منجر شود، از جمله تهديدات يا اعمال مشابه، اجبار يا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادي، که در منظر عموم يا در خلوت زندگي خصوصي انجام شود.
در این اعلامیه در ماده ۲ خشونت عليه زنان را شامل اما نه محدود به موارد زیر می داند:
(آ) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در خانواده اتفاق مي افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسي دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهيزيه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و ديگر رسوم عملي که به زنان آسيب مي رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان،
(ب) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در جامعه عمومي اتفاق مي افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسي، آزار جنسي و ارعاب در محيط کار، در مراکز آموزشي و جاهاي ديگر، قاچاق زنان و تن فروشي اجباري،
(پ) خشونت جسمي، جنسي و رواني، در هر جايي، که توسط دولت انجام شود يا ناديده گرفته شود.
|
۲. آنچه در بالا آمد به هيچوجه نافي اين حقيقت نیست كه حقوق انساني( اعم از زن و مرد) در ايران ناديده گرفته مي شود، و تأكيدی بر خشونت عليه انديشهي انساني ست. |
نویسندهای در خفا

تامس پينچن اسرارآمیزترین چهرهی ادبی آمریکای نیمهی آخر قرن بیستم است و شاید بیشتر شهرتش به جهت علاقهاش به پنهانکاری چه در امور شخصی و چه در کار حرفهای باشد بااینوجود تامس پینچن از سال ۱۹۶۱ یعنی تاریخ چاپ اولین رمانش "v" پیوسته توسط منتقدان و خوانندگان به جهت ساختارهای روایی پیچیده، مهارتهای زبانی و دانش تاریخی انبوهاش موردتحسینقرارگرفتهاست.
او در داستانهایش به شخصیتهایی میپردازد که با سیستم بیرونی وحشتناکی که در پسزمینهی لایهزخیمی از بنمایههای آمریکایی مستتر است، همواره در حال مبارزه هستند.