تبليغاتX
ونوس در برابر پاریس برهنه می‌شود
ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم زيرا برهنگان را خورشيد زيور آمد

دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
ترجمه:ناگاه غروب می‌رسد

 

 

:::Salvatore Quasimodo:::

 

 

ناگاه غروب می‌رسد

 

 

هر انسان 

 تنها،

در قلب جهان می ایستد

 با تيري‌ رها شده از كمان خورشيد

و ناگاه غروب می‌رسد.

 

 

+ 0:9/ نويسنده:هنگامه هویدا.
چهارشنبه چهارم مهر 1386
تنهایی‌ات تو را به خانه مي‌آورد

 

:::Leonard Cohen:::

 

 

به چنان وجدی عمیق دچار آمده ام

که دوستان مؤمنم بر این گمان‌اند

 روحی مقدس در من حلول کرده‌است

اين ست حقيقت تنهايي؛

 شقایق سرگشته را

که ریشه دستخوش ِتندباد ِویرانگر دارد

اين‌گونه با صخره جفت‌می‌کند.

آه...دوست زندگی گنگ و خط خورده‌ام

قلب تو از آن من است

و

تنهایی‌ات تو را به خانه مي‌آورد.

+ 5:17/ نويسنده:هنگامه هویدا.
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386
چکامه‌ای در شهر ‌چنگ

 

:(Wang Wei (699-761

 

 

 ::: چکامه‌ای در شهر ‌چنگ:::

 

باران صبحگاهی غبار را در وی‌چنگ فرو‌نشانده‌؛

در حیاط‌خلوت مهمانسرا

درختان بید دوباره سبز شده‌است...

بیا تا جامی دیگر تهی کنیم

در مغرب گذرگاه یانگ

هیچ‌یک از یاران قدیمی به انتظار نخواهند بود.

 

+ 6:2/ نويسنده:هنگامه هویدا.
پنجشنبه هفتم تیر 1386
ترجمه1: شعری از دیوید کیگ

 

گریه کن آزادی

 

گریه‌کن آزادی

به آوازی آرام

گریه‌کن آزادی

و سپس خشنود باش.

 

گریه‌کن آزادی

به ناب‌ترین روشنایی نگاه کن

گریه کن آزادی

با نگاهی دیگر.

 

گریه کن آزادی

با اراده ای آرام

گریه کن آزادی

و خاموش باش.

 

گریه کن آزادی

تا قلبت لبریز درد شود

گریه کن آزادی

و بیدار باش.

 

گریه‌کن آزادی

به آوازی آرام

گریه‌کن آزادی

و سپس خشنود باش.

                                            David Keig

+ 10:54/ نويسنده:هنگامه هویدا.