
:::ELIOT KATZ:::

آداب پس از جنگ
گیلگمش
پیکار
روحانیاش را
به انجام رساند
و
به خانه
بازگشت
خسته
و
تشنه
برای
یک
پپسی رژیمی.
*****************
|
Words: |
Theodore Koehler |
|---|---|
| Music: |
Harold Arlen |
|
Performed By: |
Cab callway , Bing Crosby, Frank Sinatra (1953), Liza Minnelli, Ella Fitzgerald *** ***
|
Jane Hirshfield (1953- ):
شعری با دو فرجام
حتا نیمکتها نمیجنبد،
حتا چراغها.
بهمانند سنجابی که بهناگاه از نگاه غریبهای آگاه شود.
پیوسته تکرار کن این واژه را،
و اشیاء شروع به پیشروی میکنند.
زندگیات به شکل ِبافت ِپر تکان قطعهای از یک فیلم کهنه در میآید.
بهگفتن ادامه بده، لحظهای نگاهش دار و پس از لحظهای در دهان،
هجای دیگری میشود.
بازاری که بهدور لاشهی یک سوسک میچرخد.
مرگ سیریناپذیر است و تمام ِ زندگی را میبلعد.
و نیز
زندگی سیریناپذیر است و تمام ِمرگ را میبلعد.
هیچیک هرگز راضی نمیشود، هیچیک هرگز کامل نمیشود،
هر یک تمام جهان را میبلعد و میبلعد.
در زیر سلطهی زندگی بودن به هماناندازه نیرومند است که در زیر سلطهی مرگ بودن.
(اما او که از دسترفته، آن محبوب از دسترفته، آه ، او کجاست؟)
بارانِ دم ِصبح

قفس بزرگ سفید رنگ فرو ریختهاست در هوا،
من به یک ملیون پرندهی رها ، میاندیشم
که باز نخواهد گشت سایههای پیچکوارشان،
حصارها همه به زیر افکندهمیشود.
نه قفس، نه پرندگان هراسان؛
اکنون باران در حال نور پراکنیست.
چهرهی پریدهرنگی که آزمود راز ِمعمای زندانشان را
آن را گشود با بوسهای ناگهانی،
که از دستان ککمکیاش فرو ریخت.