
زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوانها
تو اي بانگ شورافکن، تا سحر بزن شعله تا کرانها
که در خون خستگان، دلشکستگان، آرميده توفان
به آيندگان نگر، در زمان نگر، بردميده توفان
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارتدهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد
ستاره ستيزد و شب گريزد و صبح روشن آيد
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوي ميهن آيد
گرفته تمام شب، شاخهاي به لب، سرخ و گردهافشان
پرد، گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادي، خوشۀ شادي، با سحر برويد
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگويد
بندي بند 209
نامه اي از فرزاد کمانگر
نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد...
بقیه مطلب را در اینجا بخوانید:
منبع :https://www.hra-iran.org/Archive_87/851.html
هیچ ایمیلی از محبوبه نرسیده...این بار باید بازداشت خودش را اطلاع میداد اما خبری نیست!!!
حالا حوصلهای برای نوشتن ندارم بماند برای بعد...
......................................
| محبوبه کرمی عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شد | |

jIM ¶Ho¬ ·HoÄH ·Iºp «TvLµÀ p»n jHjoi22
این هم پی نوشت های همیشگی:
۱.انتقال 8 دستگیر شده مراسم 22 خرداد به بازداشتگاه وزرا
۲.روایت آسیه امینی از مراسم 22 خرداد
۳.فعالان جنبش زنان بامداد جمعه آزاد شدند
راستش این زندگی ما عجب قوزی بالای قوز است که از پشت دوتا شدهاش، خم بر ابروی جناب بنده اگرچه آمده ، مستعد تقصیر است انگاری حجمی از هوا که در ریه مانده باشد و چون بیرون نمیتواند شد به نفخ حاشیه انجامیدهاست...ایناست که گهی زین به پشت و گهی زین به پشت و گهی زین به پشت! حتا نه آنچنان که یابوهای محلات درکه...بااین وجود در قبال سخنی که نمیشایست گفت، ر ت ت...
آخه از بس جای پری بلنده گفتم ساقی و جای عرق سگی، می که در این عالم اکتشافات معانی و انتزاعات حالیه...سر از باقیات تناسلی درآوردم !
گندت بزنن شانس! و به نازم به این جبروت! من قرار بود الان یه جایی توی آسمون اولی، دومی ،نهایتاً سومی چیزی باشم حالا توی آسمون هشتم دارم هی پرپر میزنم که از هپروت اعلا به خطی و خالی و... بلکه بسنده نکنم.
اگرنه در دولت کریمه کتابی که نه به عتاب، ذبح معنی شود، راهش از هیچ بیراهی راست نمیشود انگار افتاده باشد توی چالهچوله و... بیخودی هی بیراه بگه...هی بیراه بگه!
حالا بماند که خودم از فایدهی همین اشارتها به چنان بلاهتی دچار آمدهام که یک تنه شدهام نجاتدهندهی کل بشریت...با این حال نگارنده غرضی جز بیان معنی در باب سمبلیسم ادبی ندارم!!! اگرنه کیست که نداند جز عدهای متهاجم تهاجمزدهی مغرض فرهنگی، ملت همه عارفانند و در بحر معنی غوطهور...
حالا تو هی بیا و سینه جلو بده و شِر بباف
-بابا رت ت!
تپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد
ز اشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش ، دشنهي فولاد ميگردد
دلم از اين خرابيها بود خوش زانكه ميدانم
خرابي چون كه از حد بگذرد آباد ميگردد
ز بيداد فزون، آهنگري گمنام و زحمتكش
علمدار علم چون كاوه ي حدّاد ميگردد
به ويراني اين اوضاع هستم مطمئن زآن رو
كه بنياد جفا و جور بيبنياد ميگردد
پارههای غزلی از فرخي يزدي
●
●
√ امروز ۱۲ اردبیهشت و روز همبستگی وبلاگنویسان با فرزاد کمانگر است .دهها و دهها ۱۲ ارديبهشت بعد از اين روزها، ما را به قضاوت خواهد نشست و روزي سپري نخواهدشد بيآن كه نشاني از گذشته را با خود به فردا ببرد،كودكان خرد و ضعيفي كه امروز شاگردان فرزاداند مردان و زنان فردايي نه چندان دور خواهند بود که رنج ها، ديده ها و شنيده هايشان تاریخ ساز است و تاريخ ما را به قضاوت خواهدنشست بيآن كه دستهايمان را از رسوايي بشويد و عاقبتهايمان را به خير كند...
√ اول ماه مه و روز جهانی کارگر گرامیباد!
نميدونم چرا ولي احتمالاً به شكلي كاملاً بيدليل ياد اين شعر از ميرزادهي عشقي افتادم و باز كاملاً به شكلي بيدليل دريغم اومد ننويسمش!
بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید
به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید
به حقبقت در عدل ار در این بام و بر است
به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد
آنكه بگرفته از او تا كمر ايران را گه
به مكافات الی تا كمرش بايد ريد
پدر ملت ايران اگر اين بی پدر است
بر چنين ملت و روح پدرش بايد ريد
به مدرس نتوان كرد جسارت اما
آنقدر هست كه بر ريش خرش بايد ريد
اين حرارت كه به خود احمد آذر دارد
تا كه خاموش شود بر شررش بايد ريد
شفق سرخ نوشت آصف كرمانی مرد.
غفرالله كنون بر اثرش بايد ريد
آن دهستانی بی مدرك تحصیلی لر
از توك پاش الي مغز سرش بايد ريد
گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله
بهر اين ملك به نفع و ضررش بايد ريد
ار رَود موتمنالملك به مجلس گاهی
احتراماً به سر رهگذرش بايد ريد
میرزاده عشقی
.....................................................
فكر نميكنم هيچ خبري امروز ميتونست به اندازهي خبر عفو مكرمه ابراهيمي شادم كنه....و دلم ميخواد واقعاً از تلاشهاي بيوقفهي شادي صدر و ديگر وكلاي اين پرونده تشكر كنم . اين حكم عفو معاني خيلي زيادي داره اون هم حالا بعد از سنگسار جعفر مرد متهم در اين پرونده...دوست دارم اينطور فكر كنم كه اين براي فعالين حقوق بشر يك قدم به جلوست...حداقل فعلاً دوست دارم اينطور فكر كنم با قيد اين پيش شرط كه اعدام جعفر و بسياري از اتفاقات اخير هزاران قدم به پس بود.
...................................................
برای جنبش زنان ایران:
زنگ مدرسه فمینیستی
به صدا درآمد!
درباره ما
http://www.feministschool.com/spip.php?article8
چالش ما(ه):
رابطه بین «مادران صلح» و «کمپین یک میلیون امضاء»
http://www.feministschool.com/spip.php?article1
کلوپ نسوان
اسلام و جنبش یک میلیون امضاء / ناهید کشاورز
http://www.feministschool.com/spip.php?article9
با رنج بسیار، با یک بند انگشت پیشرفت در سال
جلوه جواهری
http://www.feministschool.com/spip.php?article3
اخلاق دموکراتيک، پراگماتيسم و جنبش یک میلیون امضاء (بخش نخست)
گفتگو با دکتر علي ميرسپاسي / کاوه مظفري
http://www.feministschool.com/spip.php?article13
دردسر جنسیت
جنجال «آش نذری» و فمینیست های خطاکار
نوشین احمدی خراسانی
http://www.feministschool.com/spip.php?article11
از"زن"، سکه رایج می سازند / زارا امجدیان
http://www.feministschool.com/spip.php?article2
شرح این «پسگرد» و این خون جگر / سارا لقمانی
http://www.feministschool.com/spip.php?article10
کافه مونث
سواران کجاوه مهر/ منصوره شجاعی
http://www.feministschool.com/spip.php?article12
همبازی / تد هیوز
http://www.feministschool.com/spip.php?article1
مبصر کلاس
http://www.feministschool.com/spip.php?article7

منبع:خبرنامه اميركبير
با ما شوخی میکنند اگرنه در کجای دنيا کسی میرود دانشگاه و سر از سکوی سرد و سنگی غسالخانه در میآورد؟! نه حتماً با ما شوخي ميكنند اگرنه حقيقت آن قدرها هم كه ميگويند نميتواند تلخ باشد، اين حقيقت ِلامذهب نميتواند آن قدر تلخ باشد كه ريشهي انسان را بسوزاند، خشك كند وقتي هنوز روي زمين مدام دارد جان ميكند شايد اصلاً حقيقت نقاب است كه ناسره، سره سره زير خاك ميكند و حتا انگشت نميگزند مردم ِاز پی ِعافيت...در اين هوا مردار پوست مياندازد حتماً با ما شوخي ميكنند اگرنه كدام انسان است كه انسان را...
امیدوارم هیچ سر ِ بي سرپناهي نباشه كه امشب رو به خاطر ِسرما به صبح نرسونه.
«عفو بین الملل» در بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی عمیق از گزارش ها درباره در آستانه اعدام قرار گرفتن سه نوجوان، از ایران خواست اعدام نوجوانان را متوقف کرده و به روند جهانی لغو مجازات اعدام بپیوندد.
سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای که روز جمعه چهاردهم دسامبر منتشر کرد، این احکام اعدام را نقض آشکار قوانین بین المللی دانسته و از مقام های جمهوری اسلامی خواسته است تا مانع اجرای این اعدام ها شوند.
عفو بین الملل تصریح کرده است رییس قوه قضائیه جمهوری اسلامی حکم اعدام علی مهین ترابی، جوانی را که متهم است در ۱۶ سالگی مرتکب جنایت شده، تایید کرده و او ممکن است در روزهای آینده اعدام شود.
برپایه این بیانیه، حکم اعدام دو نوجوان دیگر نیز برای تایید، به رییس قوه قضائیه عرضه شده است.
عفو بین الملل یادآوری کرده است که هم اکنون در ایران بیش از ۷۰ نوجوان در آستانه اعدام قرار دارند.
قوانین بین المللی توسل به مجازات اعدام علیه افرادی را که پیش از سن هجده سالگی مرتکب جنایت شده اند، قویا ممنوع می کند.
ایران به عنوان کشوری که عضو «پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی» و «آی. سی. سی .پی. آر» ، است تعهد کرده است که مجرمین زیر سن قانونی را اعدام نکند.
عفو بین الملل تاکید کرده است: «با اینحال دولت ایران از سال ۱۹۹۰ میلادی تا کنون دست کم ۲۸ نوجوان متهم را، که شش تن آنها تنها درسال جاری اعدام شدند، دستخوش این مجازات کرده است».
این سارمان افزوده است:«از آنجا که دست کم پانزده نوجوان افغان نیز براساس گزارش ها، احتمالا در انتظار مجازات اعدام بسر می برند، این رقم ممکن است فراتر از آن چیزی باشد که تا کنون اعلام شده است».
طبق گزارش سازمان عفو بین الملل «احتمال دارد در پیگیری های قانونی که درمورد علی مهین ترابی، همانند دیگر مجرمین نوجوانی که در انتظار مجازات اعدام هستند، انجام شده است اشتباهاتی رخ داده باشد».
با توجه به اینکه ایران قوانین بین المللی را به درستی دنبال نمی کند، سازمان عفو بین الملل نگران است که مبادا مدارکی که کارشناسان و شاهدین در دادگاه ارائه می دهند، غیر قابل اعتماد باشد.
سازمان عفو بین الملل از افراد و گروه ها در خواست کرده است تا با نوشتن نامه به مقام های دولت ایران از آنها بخواهند بدون درنگ حکم اعدام علی مهین ترابی را متوقف سازند.
به مناسبت روز جهانی حقوق بشر
متن اعلاميه جهانی حقوق بشر
اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است.
ديباچه
از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترين آرزوی بشر اعلام شده است ؛از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ، از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛
مجمع عمومی اين اعلاميه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند.
ماده ی ۱: تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.
ماده ی ۲:هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد. به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.
ماده ی ۳:هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.
ماده ی ۴:هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.
ماده ی ۵:هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.
ماده ی ۶:هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.
ماده ی۷:همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.
ماده ی ۸:در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.
ماده ی۹:هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.
ماده ی ۱۰:هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.
ماده ی ۱۱ :۱) هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.۲ ) هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.
ماده ی ۱۲:نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.
ماده ی ۱۳ :۱ ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.۲ ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.
ماده ی ۱۴ :1 ) در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.۲ ) در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.
ماده ی ۱۵ :1 ) هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.۲ ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.
ماده ی ۱۶ :۱ ) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محديتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.2 ) ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.3 ) خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده ی ۱۷: 1 ) هر شخص به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.
ماده ی۱۸:هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود : اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد ، در قالب آموزش دينی ، عبادت ها و اجرای آيين ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است .
ماده ی ۱۹:هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.
ماده ی ۲۰ :۱ ) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.2 ) هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.
ماده ی ۲۱ :1 ) هر شخصی حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، مستقيماً يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جويد.2 ) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.3 ) اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است : اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمين کند.
ماده ی ۲۲ :هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.
ماده ی ۲۳: ۱) هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه برگزيند ، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمايت شود.2 ) همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.3 ) هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تأمين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.4 ) هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه های موجود بپيوندد.
ماده ی ۲۴:هر شخصی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.
ماده ی ۲۵: ۱ ) هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود ؛ همچنين حق دارد که در مواقع بی کاری ، بيماری ، نقض عضو ، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد ، از تأمين اجتماعی بهره مند گردد.2 ) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.
ماده ی ۲۶: ۱) هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.2 ) هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت ها و تمام گروه های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.3 ) پدر و مادر در انتخاب نوع آمزش و پرورش برای فرزندان خود ، بر ديگران حق تقدم دارند.
ماده ی ۲۷ :1 ) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.۲ ) هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.
ماده ی 28:هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه ی اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه را به تمامی تأمين و عملی سازد.
ماده ی ۲۹: ۱) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی بر عهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن می سازد.2 ) هر کس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی های خود فقط تابع محدوديت هايی قانونی است که صرفاً برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند. 3 ) اين حقوق و آزادی ها در هيچ موردی نبايد برخلاف هدف ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.
ماده ی ۳۰ :هيچ يک از مقررات اعلاميه ی حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.
﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼﷼
در ترجمه ی اين اعلاميه از سه منبع زير بهره گرفته شده است :
ا ـ داريوش آشوری ، دانشنامه سياسی ، انتشارات سهروردی و مرواريد ، تهران ، 1366 ، صص 133 ـ 138 .
2 ـ هوشنگ ناصرزاده ( گردآورنده ) ، اعلاميه های حقوق بشر ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، تهران ، 1372 ، صص 12 ـ 17 .
3 ـ « اعلاميه ی جهانی حقوق بشر » ، ترجمه ی علی ميرزايی با همکاری رضا رضايی ، نگاه نو ، شماره ی 37 ، تابستان 1377 ، صص 190 ـ 196 .
(مترجم: محمدجعفر پوينده)
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ، سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي- وكيل مدافع دلآرام علي (از متهمان پروندهي تجمع 22خرداد) گفت: صبح امروز با مراجعه به قوه قضاييه و دفتر سخنگوي مطلع شدم كه دستور توقف اجراي حكم موكلم براي بررسي مجدد پرونده صادر شده است.
نسرين ستوده در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: پيش از اين موكلم در نامه اي به رييس قوه قضاييه توقف اجراي حكم خود را خواستار شده بود.

وي افزود: يكي از ايرادات وارد بر حكم صادره اين است كه اين حكم حتي به رويت موكلم نرسيده و پيش از آن تماسي از اجراي احكام گرفته شده تا موكلم خود را معرفي كند و موكل تنها طبق اعلام كارمند اجراي احكام از محتويات حكم تجديد نظر خود مطلع شده است.
به گزارش ايسنا، دلآرام علي از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب به دو سال و 10 ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شده بود كه شعبهي 36 دادگاه تجديد نظر دو سال و شش ماه از حبس وي را مورد تاييد قرار داد.

حکم تجدید نظر دادگاه دلارام علی که در تاریخ 8 خرداد سال 86 برگزار شد امروز صبح اعلام شد.دلارام علی در تاریخ 22 خرداد سال 85 در تجمع اعتراضی زنان نسبت به قوانین در میدان هفت تیر همراه با ضرب و شتم زیاد دستگیر شد.دست وی در اثر ضرب و شتم شکست.

حکم اولیه این فعال جنبش زنان، دو سال و ده ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق بود که دادگاه تجدیدنظر دو سال و شش ماه زندان و ده ضربه شلاق را برای وی تایید کرد.
این روزها شده ایم مرثیه نویس این همه مرثیه ای که شما ساخته اید برایمان. مرثیه هایی برای زینب، ناهید محبوبه، بهاره، امیر و امروز برای روناک.
چه کرده اید با ما؟؟؟ چه کرده اید که اکنون هرزنگ تلفن برایمان شده زنگ خطر؟؟؟ چه کرده اید که تمام زنگ درها شده وحشت از تکرار کابوس های گذشته؟؟؟
می دانی برادر!این روزها خواب می بینم که ما چند تنیم در پارک کوچکی حوالی نمی دانم کجا و مشغولیم به بحث و گفتگو تا امضایی بگیریم از عابرین همیشه در گذر پارک، خواب می بینم مامور پارک آرام به سمتمان می آید و وقتی به ما می رسد چای تعارفمان می کند. بیدار که می شوم باز مرثیه ای باقیست، این بار مرثیه ای برای یک رویا. واقعیت اینست، این بار دختر دیگری در بند است از شهری دیگر، کلامش بی گمان گرم و شیرین و لهجه اش رنگ ایستادگی است. مادرش می گوید خانه شان را تفتیش کرده اید. می گوید این روزها جز دشنام به او نگفته اید، می گوید امضاهایی که در خانه داشته است را نیز برده اید، دست مریزاد، کاش پاداش آنچه کرده اید را هم گرفته باشید.
پاداشش زیاد است، یادتان باشد کم نگیرید، برای هر کدام از امضاهایی که تصاحب کردید تلاشهای بسیاری شده. حداقلش را بگویم لا اقل یک ربع تا نیم ساعت برای هر امضا. ضرب و تقسیم و جمع تفریقش پای خودتان، می خواستم مدیونتان نشویم.
راستی تا یادم نرفته بگویم، پیش از آنکه امضا ها را تحویل دهید لا اقل نگاهی به آنها بیاندازید. شاید در بین آنها نام همسر و خواهر و مادر و دخترتان هم باشد. می بینید آگاهی اینگونه تکثیر می شود. حالا بروید دخترتان را حبس کنید، همسرتان را خانه نشین و خواهر و مادرتان را ملامت. برادر! کار از این حرفها گذشته، بذر پاشیده شده بی گمان ثمر خواهد داد وشیرینی طعم میوه هایش تا سالها زیر دندان خواهد ماند.
برادر این بار به اتاق کارت که بازگشتی کاغذهای امضا شده را ورق بزن تا ببینی نام چه کسانی در تاریخ خواهد ماند.
باور کن که پایان تاریخ، کشوی میز کار تو و پوشه قاضی نیست.
آدرس مطلب:http://www.we4change.info/spip.php?article1210
مرتبط:
جای دلارام علی در زندان است؟/ ستاره سجادی
سخنان شیرین عبادی در باره حکم دلارام علی و پرونده دکتر زهرا
دلارام علی خود را به زندان معرفی می کند
افتاد
آنسان كه برگ
-آن اتفاق زرد-
ميافتد
افتاد
آنسان كه مرگ
-آن اتفاق سرد-
ميافتد
اما
اما او سبز بود و گرم كه
افتاد
(قیصرامینپور)
چقدر سعي كردم از صبح تا حالا بلکه چيزي بنويسم مدام كلمات توي سرم مي چرخيد اما هيچ دست و دلم به نوشتن نمي رفت و حالا هم مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم...
¤¤¤¤
احساس می کنم که پس از مرگ
عاقبت
یک روز
دیوانه میشوم!
¤¤¤¤
تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شكست
لینکهای افزوده:
گزارش تصويري حضور شاعران و اهالي فرهنگ در بيمارستان دي
جنازه ی"قیصر" در آستانه سرگردانی؟!
گزارش تصويري وداع با قيصر امين پور
در شعر قیصر امین پور صمیمیت نابی ست
شنبه28 مهر 1386
بيش از ده روز از هجوم مأموران امنيتی سنندج به منزل روناك صفازاده از فعالان حقوق زنان و عضو «كمپين يك ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيضآميز» در اين شهر و دستگيری وی میگذرد. اين در حالیست كه نه تنها تا كنون هيچگونه اطلاعی از محل بازداشت روناك در اختيار خانوادهاش قرار داده نشده بلكه مادر ايشان در مراجعه به نهادهای قضايی جهت آگاهی از وضعيت فرزند خود با انواع توهينها از سوی مسئولان مربوطه مواجه گشته و حتی در مواردی نيز مورد تمسخر قرار گرفته است...